close
تبلیغات در اینترنت
داستان
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : دوشنبه 22 ارديبهشت 1399
نظرات
نویسنده: سید میثم قاسمی نژادکارگردان: ژاله علوقالب: نمایشیدسته‌بندی: کتاب گویاامیر سعید جنگی بزرگ خاندان و تنها وارث خاندان جنگی از غول چراغ جادو می‌خواهد از چراغ بیرون بیاید تا او را خوشبخت کند و جواب تمام طلبکارهایش را بدهد.

امیر سعید به غول چراغ جادو که از اجدادش به ارث رسیده می‌گوید من خیلی بدبخت هستم، به خاطر ترس از طلبکارهام صبح زود که هوا تاریک است، از خونه بیرون میام و شب که هوا تاریک میشه از سر کار بر می‌گردم خونه تا طلبکارها منو نبینند چون اگه گیرم بیارند منو می‌ندازند زندان، اجاره خونم مدتی عقب افتاده، هیچ دوستی هم ندارم الان دو روزه غذا نخوردم چون پول ندارم همش آب خوردم هیچ دوستی هم ندارم نه جایی می‌تونم برم نه می‌تونم کاری کنم غول خوشبختی به سراغت اومدم تا کمکم کنی و اگه کمکم نکنی من همین‌طوری بمونم می‌میرم.این نمایش داستان سرخوشی انسان است در قالب طنز. طنزی که البته سیاه نمایی‌های بسیاری با خود دارد. این که همه چیز را به غول شانس بسپاری و آن هم هی تند تند برایت بلیط بخت بفرستد. از آن چیزهایی است که هیچگاه در زندگی واقعی رخ نمی‌دهد.  با این حال شنیدن این داستان خالی از لطف نیست.
تعداد بازدید از این مطلب: 15
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 19 ارديبهشت 1399
نظرات

بمب یک عاشقانه

در این روزهایی که کرونا خانه نشینمان کرده، و آموختن مجازی قسمتی از زندگیمان شده. به توصیّه دانش آموزانم، فیلم بمب یک عاشقانه را دیدم و  از  دیدن آن لذت بردم. اگر بخواهم مقایسه کنم با فیلم دیگری درباره جنگ، که درباره آن پیشتر نوشته‌ام.( تنگه ابو قریب) قاطعانه خواهم گفت این فیلم یک سر و گردن از آن بهتر است. هم داستان بهتری دارد و هم کشش عاطفی بیشتری ایجاد می‌کند. تنگه ابوقریب فقط بر رشادت دور می‌زد. هیچ معنی و مفهوم دوم یا سومی نداشت. هیچ تنگه ابوقریبی را در زندگی واقعی نشان نمی‌داد. فقط و فقط یک تنگه بود. ولی بمب یک عاشقانه، جنگ در بیرون بود، جنگ در داخل خانواده بود. هم شروع یک احساس عاشقانه بود و هم پایان احساس عاشقانه. هم احساس شکست بود و هم پیروزی. و مرگ و حقیقت تلخ و شیرین جنگ.

ضمن این که برای هم سن و سالان من احساس ( نوستالوژیک) داشت.  آن روزها را به یاد دارم. همان روزهایی که با آژیر قرمز پناهگاه پرگرد و خاک مدرسه، ماوایمان بود و قیل و قالها داشتیم. روزهای جنگ هوایی و موشکی را به یاد دارم. 

شما را به دیدن این فیلم دعوت می‌کنم.

تعداد بازدید از این مطلب: 12
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 20 اسفند 1398
نظرات

حتی اگر موبایل  یا تبلت اندرویدی ندارید، باز هم می‌توانید با این برنامه ساز آنلاین گوگل ( اپ اینورتور) برنامه بسازید. اپ اینورتو شبیه سازی اندرویدی را فراهم کرده است که مانند خود اندروید کار می‌کند، امّا در رایانه شماست. برنامه‌ها را در شبیه‌ساز آزمایش می‌کنید و با دیگران به اشتراک می‌گذارید، حتی می‌توانید آن را در فروشگاه گوگل،( بازار، مایکت) به فروش برسانید. مطمئن باشید که بعضی از برنامه‌هایی که از آن استفاده می‌کنید، از شبیه‌ساز استفاده کره است.

تعداد بازدید از این مطلب: 25
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : یکشنبه 13 بهمن 1398
نظرات

فیلم تنگه ابوقریب را دیدم. راستش داستان نداشت. نه اینکه اصلا نداشت..! ان قدر ساده بود که با نداشتن تفاوتی نداشت.. چیزی نداشت جز یادبود نام و یاد شهدا . اگر منظور از فیلم و هزینه کردن این باشد که ترجیح می‌دهم روایت فتح ببینم. 

تعداد بازدید از این مطلب: 30
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 18 مرداد 1397
نظرات

تپه خاطرات 

نویسنده: مصطفی اوزچلیک

مترجم: میلاد سلمانی

ناشر: بُراق، قم. ١٣٩٥

قیمت: ٧٠٠٠

زبان اصلی: ترکی

عنوان داستانی کودکانه است. قهرمان این کتاب حسن برای دیدن پدربزرگش به روستا می رود، در انجا برای نخستین بار به کشف پدیده های اطراف می پردازد و حقایق و نشانه هایی را درک می کند که پیس تز ان بدانها نپرداخته بود.

نویسنده کتاب ترکیه ای است، نزدیکی فرهنگ بین ایران و ترکیه مطالب این کتاب را برای ما نیز باورپذیر و جالب می کند.

با این حال کتاب از کشش لازم برخوردار نیست، بدین سبب که کشمکش در داستان برقرار نمی شود. خالی بودن داستان از کشمکش باعث می شود، که آن را داستانی کودکانه، نه نوجوانانه آنگونه که بر کتاب آمده، بدانیم.

بنابراین داستانی متوسط و حتی ضعیف است، اما از دیدگاه مطالعه و تطبیق فرهنگی شایسته مطالعه است، که این موضوع برای کودک جذاب نیست.

بنابراین بر روی هم امتیاز این کتاب از صد بین چهل تا پنجاه است.

تعداد بازدید از این مطلب: 95
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 21 تير 1397
نظرات

روایتی ساده از ماجرایی پیچیده: روایتی واقعا ساده است از انقلاب ٥٧ و انچه باعث ان ماجرای پیچیده شد. راوی در روستایی در ترکمن صحرا زندگی می کند. داستان از انجا اغاز می شود که هم  برادر الیاس راوی داستان  و هم عبدالجبار پسر خان روستا هر دو عاشق نورجمال دختر امین حاجی هستند. نورجمال و پدرش عبدالجبار را رد می کنند و به برادر الیاس بله می گویند. شب عروسی، داماد توسط عده ای کشته می شود و نوعروس دزدیده می شود. شکایت قانونی به پاسگاه، به دادگاه و حتی نامه نگاری به شخص شاه به جایی که  نمی رسد، هیچ باعث کشته شدن نور جمال هم می شود. الیاس هم برای انتقام انبار خان را اتش می زند. پدر او را به تهران فراری می دهد، در دبیرستان با دوستانی انقلابی آشنا می شود، و یک شب حین شعار نویسی دستگیر و شکنجه می شود. عاقبت پس از شش ماه آزاد می شود، به روستا بر می گردد و بذر انقلاب را در روستا می پاشد، پس از پیروزی انقلاب، خان و پسرش را دستگیر می کنند.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 51
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 06 تير 1397
نظرات
محمد صلاح از جام بیرون رفت اما انقدر ارزش دارد که درابه او صحبت کنیم. او برای ما مسلمانان ارزش بسیاری دارد، او نماد خواستن و توانستن در این دنیایی است که اروپا و آمریکایش همه چیز را از آن خود می‌دانند. او فرعون نیست، متاسفم برای گزارشگران فوتبال ما که گاهی ناخواسته و ندانسته همان راهی را می‌روند که بدخواهان و بدگویان می‌روند. آنها نمی‌توانند تورها را ببینند و هم خود و هم تماشاگران را می‌فریبند. محمد صلاح صلاح الدین دنیای ماست. صلاح الدین بی شمشیر و نیزه و تفنگ. او فرعون نیست نخوت فرعونی ندارد، او می‌داند که بنده خداست، و این از سجده‌هایش پیداست. او صلاح الدین ماست بی شمشیر و نیزه و تفنگ، او تنها توپ دارد، توپی پر. برای ما مسلمانان که اخبارمان پر از جنگ است و قتل، او نمادی از زندگی سالم و تازه است. چرا جنگ چرا تفنگ وقتی توپ می‌تواند، چشم مردمان جهان را خیره کند. او را باید بزرگ داشت، دنیای اسلام باید او را بزرگ بدارد. از مالزی و اندونزی گرفته تا ایران و عربستان و مصر و اردن و آلبانی.
تعداد بازدید از این مطلب: 44
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 20 فروردين 1395
نظرات

فکرش را بکنید شب باشد و برق هم برود. بعد آقا غوله بی شاخ و دم از توی پریز بیاید بیرون و بگوید که می خواهم تو  را بخورم. آخر چه کار بکنم. هیچی دیگر. 

بابای من با سس خوشمزه است نام کتابی است از سید نوید سید علی اکبر با تصویرهای جالب و جذاب. 

 

خوب معلوم است دیگر بابا را بخورد که از دستش راحت شویم. 

برای خواندن نقد جدی کتاب این جا را  کلیک کنید.

تعداد بازدید از این مطلب: 224
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 15


تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود