close
تبلیغات در اینترنت
شعری درباره معلم ---- یاد باد آن روزگاران یادباد.
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 7 ارديبهشت 1391
نظرات

سال‌ها از زمانی که به قول خودم «شعر می‌گفتم» گذشته‌است. آشنا شدن با اشعار بزرگان قدیم و جدید  شعر فارسی..نه این که ریشه‌ی سرودن را در من خشکانده باشد،نه، دیگر به من اجازه نمی‌دهد تا هر آوایی را شعر بنامم.

تقریبا همه‌ی شاعران کلاسیک را می‌پسندم. از رودکی گرفته تا شهریار... در بین شاعران زمانه‌مان هم فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، اخوان ثالث، و بعضی از شعرهای شاملو، شفیعی کدکنی را بسیار می‌پسندم..شاید شاعر دیگری هم باشد که من شعرش را نخوانده‌ام یا در ذهنم نیست...


اما داستان این قطعه‌ی موزون و مقفا جداست،  و دوست دارم، امروز هم پس از سال‌ها آن را دوباره بنویسم، برای معلمی که پس از خرداد سوم دبستان هیچگاه، دیگر او را ندیدم. البته این قطعه متعلق به سال‌ها بعد است، متعلق به زمان دانشجویی.

برای شادی روح همه‌ی آموزگاران صلوات بفرستید و اگر دوست داشتید این قطعه را هم بخوانید، اگر هم آن را کپی کردید لطفا بنویسید و بگویید این شعر تقدیم شده به معلم کلاس سوم دبستان سراینده‌اش.



تقدیم به خانم پرچمی معلم خوب کلاس سوم دبستانم که سال 1364در مدرسه‌ی شهید جواد نگهبان پایگاه هوایی شیرازآموزگارم بود.


یک نفر پشت دلم در می زند 
عطر احساسات من پر می زند 

ایستاده پشت در، در وا کنم؟ 
خاطرات رفته را پیدا کنم؟ 

نه! نگو! بغض دلم گل می کند 
کی هجومش را تحمل می کند 

خاطرات آن دبستان یاد باد 
«یاد باد آن روزگاران یاد باد»

سال اول آب بابا داشتیم 
بعد از آن تصمیم کبرا داشتیم 

سال سوم درس را آموختیم 
چشم در چشم معلم دوختیم 

یاد دهقان فداکارش به خیر 
یاد موری که میازارش به خیر 

«یاد دستی که درختی می نشاند 
روی خاکش جوی آبی می کشاند 
بعد از آن تخم چمن را روی خاک 
از برای یادگاری می فشاند »

یاد آن جشن عبادت هم به خیر 
یاد آن درس به نوبت هم به خیر 

فصل پاییز و درختان رنگ رنگ 
می زد آن صیاد طوقی را به سنگ 

بو علی سینایمان مهمان نمود 
درس انشا مشکلی کاسان نمود 

رای گیری می شود مبصر شدیم 
در صف نان ناگهان آخر شدیم 

خاطرات سال سوم یاد باد 
یاد آن شمع معلم یاد باد 

خاطرات سال سوم زندگیست 
نه !نگو که آن معلم زنده نیست! 

نه! نگو! بس کن، که بغضم باز شد 
گریه‌ی ابر دلم آغاز شد 

ای معلم گویمت از دل سپاس 
جای پاکت در میان نور و یاس 

در میان عطر رحمت زنده باش 
تا ابد در قلب من پاینده باش.


تعداد بازدید از این مطلب: 1472
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 17


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

تینا در تاریخ : 1393/2/5 - - گفته است :
عالی بودشکلک

مهرداد در تاریخ : 1392/2/16 - - گفته است :
با سلام من هم در سالهاي58-62 در دبستان جواد نگهبان تحصيل مي كردمشکلک

مصطفی ترک همدانی وکیل دادگستری در تاریخ : 1391/7/3 - - گفته است :
سلام من و خواهرم سال 63 و 64 کلاس سوم وچهارم همان دبستان بودیم
معلم مان خانم قهرمانی و خانم حیرانی بودند
یه خانم پیر و دوست داشتنی و خوش اخلاق وتپل هم بود که بنظرم کمک فراش مدرسه بود که بهش می گفتن ننه کوهی
....یادش بخیر

همدانی در تاریخ : 1391/7/2 - - گفته است :
سلام
من در مدرسه شهید جوادنگهبان در سالهای 59 تا 63 دبستان می رفتم
بدنبال نام مدرسه در اینترنت بودم که مطلب شما را خواندم
برایم جالب بود
شما چه سالی آنجا بودید؟
حقیر در خبرآنلاین گاهی چیزکی می نویسم واینم نشانی اش
http://khabaronline.ir/Weblog/torkhamedani

ایمیل من نیز اینست
hamedani_law@yahoo.com
زنده باشید

Elmira در تاریخ : 1391/2/15 - - گفته است :
با سلام.

انجمن هاي ازاد خانه 3 فعاليت خود را اغاز كرد

واقدام به جذب مدير فعال براي بخش هاي انجمن هاي خود ميكند

با عضويت در سايت و شروع فعاليت خود ميتوانيد مديريت يكي از بخش هاي انجمن رو به عهده بگيريد

همچنين ميتوانيد مطالب وبلاگ خود را در انجمن ارسال كنيد و وبلاگ خود را تبليغ كنيد

و با دارا بودن چت رم اختصاصي براي اعضا

منتظر حضور گرمتان هستيم

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود